فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 89-1388 » خارج فقه 89-1388 (37)

دروس خارج فقه سال 89-1388 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

عامه فاصله بین خودشان یعنی سال 150 تا زمان پیغمر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را با تألیف رجال و مسألة اصولی حجیت خبر واحد حل کردند ولی شیعه با مسأله کلامی یعنی عصمت ائمة سلام الله علیهم اجمعین مشکل خود را حل کردند. مثلا ابن خلدون از ابوحنیفة نقل میکند که 17 حدیث صح عن رسول الله و احمد بن حنبل در سند سی هزار حدیث دارد تقریبا که میگویند اینها را از یک میلیون و هفتصد هزار حدیث انتخاب کرده است.

ما یک طرحی داریم که مسأله راب بیشتر از زاویه واقعیت نگاه کنیم نه حجیت. با این نوادر میشود راحت تر نتیجه گرفت.

یک منحنی. یک نمودار. یک روش جدیدی است و اقتضاءات زمان ایجاد کرده است و ادر کذشته هم اجمالا بوده است. اینجا تطبیقش به این است.

ما الآن یک حدیث در مورد لعن رسول الله فی الخمر عشرة.متون مختلف است و فعلا غرضم دخول در این جهت نیست.

این را با نموداری روشن طرح کنیم. درجات احتمالی راهم در نظر میگیریم.

اولا مبدأ تشریع رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است. بحثمان راجع به کیفیت رسیدن به این مبدأ است. در مسند زید حدیث را داریم و این بر میگرد به سال 40 تقریبا که به اسم حضرت این کتاب ایج شد. از اون طرف در دعائم هم داشتیم تعبیری که میخورد به سکونی و اون هم از امیرالمؤمنین سلام الله علیه بود. این به طور طبیعی این حدیث ریشه اش خورد به حدود سال 37-40. از اون طرف در نیمه دوم قرن اول نداریم. به طور طبیعی در نیمه دوم قرن اول خیلی چیزی نداریم و جنبه منفی محسوب نیمشود زیرا طبیعتا در این ایام چیزی نداریم به خاطر وقایع سنگیینی مثل عاشوراء و ...

بعد در نیمه اول قرن اول در مسند زید داریم و آیا اینها مال زید است و مطالب قطعی خلاف واقع مثل حرمت متعه در خیبر و شستن پا در وضوء و .. دارد. در سمند زید در قرن دوم این را داریم.

در قرن دوم ما از میراث خط غلو هم داریم. عمرو بن شمر از جابر. جابر از خط غلو نباشد ولی میراثهایش را خط غلو اعتناء کرده اند. خود عمرو بن شمر ضعیف جدا است.

به احتمالی هم در کتاب سکونی هست و این هم قرن دوم است.

با این نمودار شاید راحت تر بتوانیم نتیجه بیریم.

سکونی هم در قرن سوم داریم زیرا تعبیر دعائم با روایت سکونی میخورد.

تا اینجا شد سه تا مصدر که دو تایش واقعی است و یکی احتمالی است.در این  طبقه جز این طائفه در خط اعتدال ما اصلا خبری نیست.و این بسیار منفی است و اصلا مثل قرن اول نیتس نه زراره و نه محمد بن مسلم و نه ... هیچ نداریم.این عاملی است منفی.خیلی ضعیف است انصافا.

در قرن سوم مصادری که داریم خیلی بهتر شده است. یک در کتاب حسین بن سعید. کلینی هم نقل کرده اند و مرحوم شخی هم بله. البته اینها روایت زید را نقل کرده اند.سکونی را نقل نکردند. کتاب نوادر الحکمة که اجمالا کتاب بدی نیتس و به لحاظ صحت درجه 3 است تقریبا.

این کتاب بسیار در قم معروف بوده است و خلل و سقط و ... زیاد دارد ولی کتاب جا افتاده ای بوده است و خودش هم ثقه است ولی در نقل دقیق نیست. قمی ها خیلی رویش عنایت داشته اند و بهش دبه شبیب میگفتند که این شوخی قمیها بود که در فارسی پستوک میگویند و شوخی از این بوده است که هم چی در این کتاب پیدا میشود.

این را فقط صوق نقل کرده اند.

کتاب برقی که این هم احتمالا مال پسر است که این را هم صدوق نقل کرده اند.

بعد کتابی بوده است به اسم محمد بن سالم که بعضا به پدرش منسوب بوده است و این را هم فقط کلینی نقل کرده اند.

در قرن سوم نسبتا مصادر خوبی نقل کرده اند.

تمام این نقل ها قمی است.

ما معتقدیم قم مقداری دور بوده است. در رن دوم مصادر بغدادی نقل نکرده اند.

در قرن سوم این را قبول کرده اند.

در قرن 4 اگر آغاز را فقه الرضا سلام الله علیه بدانیم... این نشرش در بغداد خیلی خوب بوده است. میاییم به قرن 4 ام. در این قرن بزرگان تا قرن 5 آورده اند. مرحوم کلینی و مرحوم صدوق و مرحوم شیخ طوسی.در کل کتب اربعه آمده است. به عبارت دیر این حدیث در قرن بعد مزایای اعتباری اش بیشتر شده است.

در همین قرن 4 ام پیش اسماعیلی ها هم قبول شده است چون در دعائم هم نقل شده است. در زیدیه هم آمده است.

به لحاظ ارزیابی حدیثی اون بحثهایی ه قدماء داشته اند بعدی ها کمتر شده است و اصلا لغت بحث عوض شده است. در امامیه این طور بود. از زمان مرحوم شیخ شروع میشود و تا 200 سال ادامه پیدا میکند و تا زمان علامه که به صورت تصحیح و تضعیف حدیث شروع میشود. این پالایش جدید حدیث عمرو بن شمر را تضعیف میکنند و حدیث حسین بن علوان را هم لا اقل توثی ندارد.

تا قرن ده. در قرن ده در شیعه حرکت اخباری به وجود آمد. اینها شبیه قدماء سعی کردند عمل کنند ولی این ارزیابی خیلی پخته نبود و مهمترین نکته اش همین بود که اگر در مصدر خوب بود میشود قبول کرد.

این تفکر کم و بیش اثر گذاشت. این که کتب اربعه قبول است را ولو آنها گفتند ولی بعدا اثر گذاشت و عده ای در اسانید کافی مناقشه نمیکنند و میگویند که مناقشه در اسانید کافی حرفة العاجز.

از قرن دهم به بعد ما گرای واحدی در علمایمان نداریم.در این مرحله که دوباره اصول جان گرفت رفت روی زاویه رجالی که نتیجه اش روشن است. هر دو سند حتما مشکل رجالی دارد در نظرشان.

بعد هم بحث جابر و کاسر در قرن دهم به بعد جان گرفت. جابر این حدیث ضعیف آوردن مرحوم کلینی اس.

عامه بحث جابر و کاسر را به این عنوان ما ندارند.

روح حدیث شناسی ما در قرن 5 است ولی اگر بخواهید میتوانید در مجموعه طی جریان تاریخی بررسی کنید. البته این بررسی تاریخی برا ی واقع گرایی خوب است نه حجیت.

به لحاظ تعبد اگر قائل به حیجت تعبدی شدیم میرویم دنبال سند و ...  ولی ار به نظر ما رتیم سراغ حجیت عقلائی که ملاکات عقلاء را داشته باشد و روی قواعد عقلائیة رفتیم روی 90 درصد طرق عقلائیه به وثوق برسیم، در این صورت باید این وثوق ما یک وثوق عقلائی باشد و این نمودار بسیار برای به دست آوردن وثوق عقلائی به درد میخورد.

خود من تا قرن 5 را صحبت میکنم و از آن به بعد تقریبا تکرار مکررات است.

در باره خمس در هدیه یک نسخه ابن ابی عمیر بوده است که توسط احمد بن هلال به ما رسیده است. از او هم جز محمد بن علی ب محبوب نقل نکرده است. در قرن های بعد هم کلینی و صدوق نقل نکرده اند. در قرن 5 مرحوم شیخ طوسی نقل نکرده اند. در قرن 6 ابن ادریس از نسخه مرحوم شیخ طوسی نقل میکند یعنی شیخ طوس ینوشته اند ولی نقل نکرده اند.

حدیثی که این مقدار فراغ ایجاد میکند خواهی نخواهی قول نمیشود طبق مبنای ما ولی مرحوم استاد چون احمد بن هلال را ثقه میدانند قبول میکنند زیرای مبنایشان این است.

لذا خوب دقت بفرمایید . این مطلبی است خیلی لطیف که کل احادیث را با این نمودار میتوانیم بسیار روشن بکنیم. برای شواهد ایجابی یا سلبی وثوق.

در کتب عامه این نمودار کارایی ندارد. این نمودار برای واقع گرایی خوب است نه حجیت. البته عملمای گذشته ما خواهی نخواهی این نمودار در ذهنشان بوده است ولی شرح نداده اند.

در عامه چون این مقدمات نیست این نمودار را نمیشود کشید. اونی که اونها دارند به این صورت است که اول از صحابه.. بعد کسانی که از صحابه نقل کرده اند. باز از هر کدام چند نفر...

اینها ارزش رجالی دارد پیش اونها. این تابع از این صحابی ارزش ندارد و اون یکی دارد. اونها دیگر فهرست ندارند. اگر فهرست هم باشد از 150 به بعد است ولی فقبلش خیلی روشن نیست.

اسماعیلی ها نمودار اصلا ندارند زیرا فقط دعائم دارند که در ایضاح مصادرش را نام برده است و مشکل دیگر دعائما این است که ظاهرا مصادرش همه واده بوده اند.

پس کار شیعه از همه دقیق تر است. زیرا مصادر مکتبو دارند. زیدی ها هم مقداری دارند ولی کمتر از ماست.این تنوع ما را هم عامه ندارند. ما گراهای علمی داریم ولی اونها ندارند در این حد.

خوارج هم کتاب دارند ولی خیلی مشبه است و خیلی هم اعتماد به مثل بخاری دارند. اینها اونقدر مشغول تیر و تفنگ بوه اند فرصت کار علمی نکرده اند. نصیری ها و علوی های شام هم خط غلوی است و انها خیلی غاطی هستند.بله مقداری حسین بن همدان بد نیست. خلاصه خط غلو قاطی است. و این ها باز قاطی خط غلو هستند.

در ضمن عامایی خوارج دارند که در کل دنیای اسلام شناخه شده نیستند.درض من خوارج دورهاشون هم نسبتا بزرگ است. 20 جدی 30 جلدی ولی مشبه است.

خلاصه از همشون بهتر مال ماست. عقلائی ترش خداییش مال ماست. و اگر ما بتواین م دانه دانه یا دسته دسته احادیث را با این محنی حل کنیم خیلی برای نتیجه گیری به در میخورد.

فایل 38:

این فایل دقیقا تکرار فایل 36 است.

ارسال سوال