فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 91-1390 » خارج فقه 91-1390 (56)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 91-1390 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

خیلی عجیب هست که با این همه روایت در عامه بینشان 4 تا قول در شارب و 4 قول در ریش هست. خیلی عجیب هست. در عان  ابط هم اختلاق هر دو هفتههست و روایت 40 روز هم دارد. که از 40 روز دیرتر نشود.کل موی بدن را هم عامه دارند...یک احتمال هست که سنت حضرت ابراهیم علیه و علی نبینا و آله و السلام چیزی بوده باشد و حضرت تغییرش داده باشند. این احتمال لطیفی هست. مثلا اعفاء لحیه درش نبوده باشد حضرت اضافه کرده باشند. یا بوده باشد ولی مطلق و حضرت فرموده باشند مثلا از قبضه بیشتر نشود بالفرض... بحث ما الآن کار کردن روی اون ماجرای حضرت ابراهیم علیه و علی نبینا و آله السلام هست.احادیث را خواندیم و عرض شد که مرحوم صدوق در هدایه و فقیه که آورده اند اعفاء اللحیة ندارد.احتمالا اون روایات که الفطرة کذا... در کتاب ابن حجر فتح الباری در شرح بخاری... دارد که فلانی میگوید اونی که ر فطره هست مموعا 30 تا هست و او میگوید که اونی که ما داریم مجموعا 15 تا شمردیم با حذف مکررات...این احتمال هست که هین که در مورد حضرت ابراهیم علیه و علی نبینا و آله السلام مطلبی نقل شد از فطرت حساب شود به قرینه آیه و لو صریح نیست. در روایات ما این طور دارد که نتف ابط بوده است ولی نوره زدن یا تراشیدن هم کافی هست. احمد بن حنبل قبلش یک قرن آقا امام صادق سلام الله علیه مطرح فرمودند.نتف الابط خیلی سخت هست و احمد بن حنبل گفت که حلق و نوره هم همین طور هست.حضرت قبلش فرموده بودند. از موارد رجوع به اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین برای فهم صحیح.استحداد به کار بردتن حدید یعنی آهن هست و کنایه از تراشیدن موهای قسمت عانه هست.عامه براجم هم دارند که جمه بُرجُمة هست که حد فاصل بین انگشتان هست چون اینها غذا که میخوردند بین فاصله انگشتانشان چربی میماند زیرا نمیشستند و غسل البراجن یعنی این فصاله ها را پاک کردن و لذا دستانشان بو میداد.اشاجع هم دارند. یک چیز دیگر هم عامه دارند که ما نداریم در تعابیرمان.اشاجع فاصله بند سوم با کف هست. آخر انگشت که به کف چسبیده است.انتزاح عبارت از این بوده است که وقتی بول میکنند نمیشورند.....انتزاح یعنی آب ریختن روی محل بول...بعضی گفته اند که انتزاح غلط خطی هست. انتقاص الماء هم هست که به همین معنی هست.در اینجا تعابیری به عنوان فطرت هست که در روایات دگر نیست. از عجائب اینکه با اینکه از 12 تا بیشتر شد اعفاء اللحیه درش نبود.باز در مسند احمد و ابن ماجه....که دوباره اعفاء اللحیة را ندارد.من فعلا روایات فطرت را فقط میخوانم. بله از عائشه در مسند احمد هست که اعفاء اللحیه را از فطرت دارد.وفروا عُثنونکم...این را احتمال میدهم عربی نباشد... این را گفته اند یعین ریش. عثانین جمعش. و بعضی گفته اند فق جلوی ریش هست. هنوز تحقیق نکرده ام که چیست دقیقا.یک روایت خیلی حصحی دارند که بخاری و مسلم دارد که الفطرة خمس الختان و الاستحداد و تقلیم الاظفار و نتف الابط و قص الشارب.در این روایات باز اعفاء اللحی نیست.باز ترمذی نقل کرده است و اعفاء اللحی ندارد ...از عمار بن یاسر نقل شده است این ترمذی که دارد حسن...بارز در بخاریدوباره اعفاء اللحی نیست. باز در کتاب طبرانی... از عمار یاسر...اون هم نیامده است.(یک روایتی را خواندن که اهل کتاب مثلا شلوار میپوشند ولی ازار نه و حضرت فرمودند هر دو را بپوشید و خالفو اهل الکتاب باز.رسیدند که خف نیمپوشند و نعل میپوشند... حضرت باز ... خالفوا امرهم باز ادامه که اهل کتاب عثنونشان را میتراشند و یوفورون سبالهم. سیبیهایشانر ا زیاد میکنند. شاید مسیحی ها باشد..معلوم میشود که یهود یهای مدینه شاید این طور نبوده اند.بعد فرمودند ردر روایات که قصوا سبالکم و وفروا عثانینکم و خالوفا اهل الکتاب... و سبال بحث هست که ریش مراد هست یا ...که بعدا عرض خواهم کرد ان شاء الله.)در کتب عامه یک ماجرایی هم دارد که قوم لوط کارهایی انجام دادند از جمله اینکه این ها ده کار کردند یکی حلق لحیه هست.راجع به قوم لوط و افعالشان طبعا عده ای از مطالب در روایات ما هست. ما هم یک روایتی داریم که 6 کار از افعال قوم لوط هست و در یکی درارد که رمی به جلاهق که یعنی گل آهک... با تیرکمان سنگ میزدند. ما هم در روایاتمان داریم... یک مطلب دیگر اینکه از بحث ما خارج هست و در فقه اسلامی هست که عده ای از فقهای عامه مثل ابن حزم قائل هستند که لواط حرا هست ولی حدی ندارد و عده زیاید هم به روایت معروف که فاقتلوا الفاعل و المفعول و ما ها 5 تا کار را گرفته ایم و عده ای از عامه شبیه بحث ما را دارند. جه تمسکشان این بوده است... که تمسک کرده اند به چیزی که دلیلیتش روشن ینست و اینها دلیلشان این هست که قوم لو ط را این طور عذاب کردند که شه ررا رویشان برگرداندند و مجموعه اتفاقاتی که برایشان افتاد همین 5 تا مطلب هست. در روایات ما نیست که این مطلب را از قرآن گرفته ایم.آیا واقعا چنین استظهاری میشود کرد. ما در حدود چنین حدی نداریم. فقط همین لواط هست و رویاتش صحیح هست و فتوای اصحاب بر همین هست. در محلش عرض کردم که این مطلب را در روایت نداریم که از آیه هست. اما ظاهرا این هم از مواردی هست که ناظر به آیه هست. این روایت ناظر باشد به آن واقع خارجی و زمینه فقهی اش هم همان استدلال عامه باشد.و عرض کرده ام که بهذهن انسان میآید که جنبه کیفری این عذابهای لواط مبهم هست. ان درجه از شدت و این درجه از ابهام مشکل هست.

ارسال سوال